دیروز بالاخره مجبور شدم ویندوزمو عوض کنم اون یکی خیلی دیگه داشت اذیتم می کرد . هر چند یکسری از برنامه هام به هم ریخته ولی اشکال نداره کم کم درست میشه.

راستش یه مدتیه که احساس می کنم خیلی انگیزه وزن کم کردن ندارم. یعنی هنوز خیلی دوست دارم لاغر بشم ولی انقدر تو این مدت وزن من بازی در آورده که خستم می کنه. احساس می کنم تنها راهی که جواب میده اینه که روش نیازو به کار ببرم یعنی کالریمو از این هم پایین تر بیارم و قسمت عمده روزو چیزی نخورم به همراه انضباط شدید.

این هدف از اون هدفهاییه که باید بهشون برسم شرط و شروطم ندارم. الانم اگر یک کم شل بگیرم همه چیز بر می گرده سر جای اولش و این بار سخت تر میشه. از همین الان باید جلوی ضررو بگیرم اشکال نداره اگر تو این مدت نتونستم وزنمو کم کنم و به هدفی که برای آخر هفته داشتم برسم . باید برنامه مو عوض کنم و با جدیت بیشتری به سمتش برم . بالاخره درست میشه مطمئنم.

واقعیت اینه که تو این مدت احساس می کنم توی همه چیز انگیزه مو از دست دادم.

این یکی دو هفته توی اداره یکسری مسائل اتفاق افتاد که حسابی برنامه ی منو به هم ریخت. کار خیلی زیاد به همراه اعصاب خوردی فراوان. ولی اشکال نداره اگر خدا بخواد چند ماه دیگه مونده .

چند روز پیش موقع دویدن طبق برنامه ۲۴ هفته ای به این فکر می کردم که اگر به یک نفر بگم که از سی ثانیه دویدن شروع کردم حتما بهم می خنده ولی آخر شش ماه این منم که میتونم نیم ساعت بدوم و اون هنوز سر جاش مونده . باید این شیوه رو توی تمام زندگیم به کار ببرم. همه چیز رو از خیلی کم شروع کنم و بعد به اون چیزی که می خوام برسونم.

حقیقتش اینه که برنامه غذایی من به هم ریخته. البته حسابی سالاد می خورم و هنوز از غذاهای کم کالری و سالم استفاده می کنم ولی انضباطی که درباره ی ساعات غذا خوردن داشتم از بین رفته و هر وقت و بی وقت هوس خوردن به سرم میزنه.

نکته دیگه اینه که میخوام برنامه ی یوگا رو هر روز داشته باشم. همون نیم ساعت برنامه ی سبک کافیه ولی هر روز بودنش مهمه.

کالری مواد غذاییمو دوباره با وزن دقیق و غذاهای ساده محاسبه می کنم و تا وقتی که یه هفتهی کامل از خودم راضی نباشم روز تقلب نمی ذارم.

این دو روز کالریم روی هفتصد فیکس می شه . جمعه فکر می کنم یک مقدار بیشتر از این حرفها باشه و از شنبه میاد روی ۵۰۰. صبحانه حول و حوش ۹ نهار ۳ و شام ۷ شب ترجیحا میوه یا سالاد.


من بنویسم چهارشنبه چی خوردم که عبرتی بشه برای همگان. باید موهامو راه راه زد و منو دور شهر آفتابه به گردن گردوند

صبحانه: 5 عدد بیسکویت جمانه 160 کالری ( آخه چراااااا؟؟؟؟؟؟)

نهار: 5 عدد شیرینی خشک به عبارتی 50 گرم 250 کالری

      یک عدد تخم مرغ آب پز کوچک 80 کالری

      یک عالمه سالاد شامل کاهو و گوجه و سرکه برنج و نصف قاشق روغن : 70 کالری

شام: سه قاشق آش 50 کالری؟؟؟

        چند تا گوجه سبز 20 کالری

        10 پر چیپس 110 کالری

جمع کل : 750 کالری

خیلی جالب بود که فقط 50 تا از بازه ی مجازم زد بالا ولی می خوام بدونم این غذای یک آدم رژیم است آیا؟؟؟

تو یه روز هم شیرینی هم چیپس هم بیسکویت؟؟؟

می تونست یا 300 کالری هم تموم بشه ولی نشد

تازه من علت بی بارانی سالهای پیشو کشف کردم.

سالهای قبل ما هر وقت می خواستیم ماشین بشوریم بارون میومد و از آنجایی که ماشین ما به درد استتار در مناطق جنگی می خوره و هیچ وقت شسته نمی شه خشکسالی بود. ولی امسال هر روز که ما تصمیم می گیریم بدویم بارون می گیره این شده که رحمت از آسمان فرو می ریزد.

نتیجه اینکه دیروز بنده ندویدم و بدلیل اینکه همسر گرامی لاست می دید و نمی شد از رو فیلم یوگا کار کنم به نیم ساعت یوگای من در آوردی بسنده نمودیم.