روز 10

دیروز تا شب عالی بودم. شب هم گشنم نبود ولی چون به خودم گفته بودم که اگر شب یک کم بیشتر بخورم اشکالی نداره خیلی خوردم. اشکال نداره امشب فقط میوه می خورم با یک کم سوپ :)

فکر می کنم متابولسمم کند شده. اینجا هم که اونقدر فعالیت ندارم ولی جالبه روزایی که میرم دانشگاه هم کمتر می خورم و هم بیشتر راه می رم. خدا کنه زودتر جام ردیف شه هر روز برم . هم کارام بهتر پیش میره و هم رژیم. 

صبحانه : یک قهوه 100 

از اینجا به بعدو هنوز نخوردم ولی می خورم:

نهار : سالادی که کمی هم گوشت قاطیشه ( این لامسبا حتی روی سالادای معمولیشون که بیرون میفروشن یک کم روغن می زنن که خوشگل تر به نظر بیاد. اینو دیروز فهمیدم) چه میدونم 200؟؟؟ فقط سبزیجات با چهار پنج تیکه گوشت خوب سالمه دیگه همه چیم داره

شام : کمی آناناس - کمی سوپ 


دیروز و امروز

دیروز: از صبح تا شب : دو لیوان قهوه با شیر بدون چربی 200 کالری

        عصر به بعد: دو تا بیسکویت - کر اکر با پنیر (هر 6 تا کراکرش 40 کالری بود) - یک تکه شنیتسل مرغ 

یک کم یوگا

امروز: صبحانه : یک لیوان شیر بدون چربی + یک ق کوچک عسل 120 کالری

        میان وعده : یک لیوان قهوه :100 کالری

         نهار: یک ظرف سالاد 100 کالری ؟؟

         میان وعده : دو تا خرما با چای 50- کراکر 40 

جمع کل : 400 کالری

هر سه کیلویی که کم کنم یه جایزه دارم . میشه چهار تا جایزه . بعد از مدتها اولین باره که انگیزه دارم برای وزن کم کردن. ایران که بودم حسابی انگیزه داشتم و همین بود که بیشتر از همه جواب داد. اینجا هم همون چند وقتی که توی خونه بودم انگیزمو گرفت و باعث شد چاق بشم. اما دوباره درگیر درس شدم و دارم انگیزه می گیرم. دوست دارم هوا که گرمتر میشه منم لاغر تر بشم. زیاد نیست. در کل میشه چهار تا جایزه که اولیشم انتخاب کردم :) اما مهمترین جایزه اینه که لباسای خودمو میتونم بی اعصاب خوردی

روز 6و7

دیروز و اسمشو میذاریم روز تقلب. البته البته....

صبح و ظهر مثل همیشه حدود 500 - 600 کالری خوردم اما شب مهمون بودیم و هله هوله خوردم شام هم اساسی. اشکال نداره یاد قدیما که روز تقلب داشتیم بخیر. 

و اما یکشنبه : 

صبحانه : نون و پنیر و گردو 200 کالری

میان وعده : یک انار کوچولو - یک پرتقال کوچولو 120 کالری

نهار: یک کاسه سوپ رقیق با ماهیچه - تره فرنگی و جو


سرما خوردگیم خوب نمیشه کلافه شدم. 

دلم میخواد بتونم آهسته و پیوسته پیش برم. دلم می خواد کم نیارم . دلم می خواد بدنم با من راه بیاد و درست و حسابی وزن کم کنه . دلم می خواد یوگا کنم. دلم می خواد درس بخونم زیاد 

روز 5

صبحانه : 50 گرم نان تست 120 کالری

            20 گرم پنیر  50

            10 گرم گردو 70 کالری

                            240 کالری

روز 4

از صبح تا شب بیرون بودم 

صبحانه : قهوه با شیر کم چرب 100 کالری

نهار: یک ساندویچ مرغ خیلی کوچک با نان سیاه 

میان وعده و شام : کمی چیپس :ُ(( نیمرو با دو تکه کالباس - یک تکه نان 

روز 3

صبحانه : 44 گرم نان 100

            12 گرم پنیر 29

             10 گرم گردو 70

میان وعده : چای با دو خرما 50 کالری

نهار : دو تا سوشی 280 کالری

میان وعده : یک پرتقال کوچک

شام : سه ق سوپ - یک تکه کوکو سبزی کم روغن - کمی نان

بدجوری سرما خوردم. برم بشینم سر درسم . یوگا هم نمیرم امروز :(

دیروز رفتم روی ترازو 300 گرم کم کرده بودم امروز دوباره اضافه کرده بودم. اشکال نداره بالاخره باید کم بشه دیگه. راه دیگه ای که نداره :) 


روز 2

صبحانه : 40 گرم نان 90 کالری

           15 گرم پنیر 37 کالری

           10 گرم گردو 70 کالری جمع : 200 کالری

میان وعده : حدود 30 گرم تخمه کدو 170 کالری

نهار : 100 گرم برنج بی روغن 160 کالری

       30 گرم ماهیچه بی چربی 50 کالری جمع : 210 کالری 

میان وعده : چای با دو خرما : 50 کالری

                بیسکویت بی شکر : 50 کالری

شام : یک کاسه سوپ - نصف پرتقال - یک کف دست نان - دوباره تخمه :(

باید مواظب شبها باشم 

 

روز 1

دیگه حسابی کلافه شدم. نتیجه ی این مدت روی ترازو نرفتن این بود که وزنم اضافه شد و من فقط وقتمو با دنبال میان برهای الکی گشتن وقتمو تلف کردم و به خودم ضرر زدم. باید دوباره کالری شماری کنم و حسابی هم برای زندگیم برنامه ریزی کنم. دانشگاه حسابی سرمو شلوغ کرده و اگه دیر بجنبم به زودی تبدیل می شم به آدمی که نمی خوام باشم. دوست دارم خوش اندام و سالم و باهوش به نظر بیام نه آدمی که با وزنش درگیره و هی وزنش بالا و پایین میره. بجز دوره ای که ایران بودم و جریانات زندگی باعث شد حسابی وزن کم کنم تنها موقعی که احساس خوبی نسبت به خودم داشتم وقتی بود که کالری شماری می کردم. یک کم وقت گیره ولی خوب و آروم جواب میده. هدف اول اینه که از دست این چند کیلویی که یهو اضافه شد و نمی خوام ثبتش کنم خلاص شم. چرا نمی خوام؟ تا کی خودمو گول بزنم؟ باورم نمیشه شدم 67 کیلو . هدف اول اینه که به سرعت بیام زیر 65. این دیگه فاجعه بود 

در عرض یک سال من هفت کیلو چاق شدم و اگه همینجوری پیش بره تا سال دیگه من همینجوری چاق خواهم شد . علتشم هول و ولای بیخود و دنبال رژیمهای ناسالم رفتن بود که تمام عادتهای غذایی خوبی که بدست آورده بودم از دست دادم. و البته استرس و تغییرای مهم زندگی. ولی الان دیگه تکلیفم روشن شده. 

از این به بعد اینجا برنامه ریزی دقیق برای زندگی و خورد و خوراکم برنامه ریزی می کنم. هر روز 6-7 لیوان آب می خورم و دقیق کالریمو می نویسم . 

قبل از صبحانه : دو لیوان آب

صبحانه : 40 گرم نان 90 کالری

            20 گرم پنیر 50 کالری 

            10 گرم گردو 70 کالری

             جمع : 210 کالری ( سالها بود کاری شماری نکرده بودم چقدر زیاد شد همین یه ذره) 

میان وعده : قهوه با شیر بدون چربی 100 کالری

نهار: - 

شام : 100 گرم برنج بی روغن  160 کالری

         50 گرم گوشت ماهیچه بی چربی آب پز 85 کالری

میان وعده : چای با سه خرما 70 کالری

جمع کل : 610 کالری

برای روز اول خوب بود ولی سرم درد گرفت


قوانین این هفته : 1- غذاهای طبیعی و ساده نه غذاهای عجیب غریب رژیمی

2- موقع غذا خوردن فقط تمرکز روی غذا باشه و کار دیگه ای نکنم 

3- میان وعده چای با خرما و یا میوه دوباره دنبال بیسکویت رژیمی نمیری. خیلی به کالری هایی که می نویسن اعتماد ندارم


یه مدت هر روز می رم رو ترازو 




دیروز: از صبح تا شب : یک فنجان کوچک قهوه

شام : دو تا نیمرو با سوسیس + کمی آووکادو

سه شنبه : 

صبح : پنکیک با پودر اتکینز و دو تخم مرغ

میان وعده : یک قهوه : یک چای : یک چهارم اتکینز بار

نهار: سه برگ کالباس + پنیر+ یک خیار شور

اینها کرب داره دیگه. نباید بخورم . یک کم برنامه هام به هم ریخته باید بیشتر گوشت و مرغ و تخم مرغ ساده بخورم

از فردا دانشگاه شروع میشه و به نظر میرسه راه سختی در پیش دارم. اگر رژیمو یک لحظه بی خیال شم با درس خوندن دائمی معلوم نیست آخر و عاقبتم چی میشه. دلم می خواست که رژیمی رو برای یه مدت ادامه بدم اینه که گفتم یه مدت اتکینز می گیرم ببینم جواب میده یا نه زمانم هم یک ماهه. از الان تا یک ماه دیگه اتکینز. از هفته ی پیش شروع کردم ولی به نظرم یه جاهایی رو اشتباه کردم. 

روزی یک مکمل ویتامین ب می خورم

یوگا هم حداقل هفته ای دوبار 

آب روزی 7 لیوان

پیاده روی هم که تقریبا روزی نیم ساعت دارم

می ترسم برم روی ترازو حالم بد شه همون شلوار سایز 6 اندازم بشه می رم روی ترازو. فعلا که سایز هشت هنوز اندازمه

امروز هم اتکینز بودم ولی خیلی نچسبید بهم. 

صبحانه : یک ق شیک اتکینز و دو تخم مرغ به صورت پنکیک

نهار: یک تکه کوچک ماهی سالمون و یک تخم مرغ

میان وعده: یک چهارم اتکینز بار و چایی

آب : تا الان 4 لیوان بزرگ

مولتی ویتامین خوردم 

درس هم خوندم و میشه گفت از خودم راضیم

بر می گردم


بالاخره هفته ی پیش جواب دانشگاه اومد. دو سال بود که به نوعی درگیر این قضایا بودم و الان هر چند تازه اول دردسرها و درس خودناست اما به هر حال خیالم راحت شد. 

این هفته خیلی سرم گرم بود. باید خونه رو عوض کنیم و خودش پروژه ایه . تا دو سه روز دیگه هم باید کاری رو تحویل بدم. 

برنامه ی غذاییم بدک نیست تقریبا هله هوله نمی خورم و وعده های غذاییم هم شده دوتا در روز یوگا هم مرتب میرم هفته ای دوبار اما احساس نمی کنم که رژیمم. باید دوباره خودمو جمع و جور کنم. امیدوارم رفت و آمد بیشتر و فعالیت باعث بشه یک کم راحت تر رژیم بگیرم. 

بر میگردم...

روز نمی دونم چند

صبحانه : -

نهار : سالاد شیرازی + 6 ق لوبیا پلو 


تصمیم گرفتم تا وقتی نتیجه ی دانشگاه نیومده به کار فکر نکنم . دو سه هفته است دیگه. اینجوری اعصابم راحت تره. باید قوی تر باشم... باز هم قوی تر.

برنامه ریزی می کنم برای کارهام و خوندنیهام و اینجا هم می نویسم . باید فیلم زیاد ببینم . مطلب هم زیاد بخونم. هم کتابای متفرقه و رمان و هم مقاله های آکادمیک 

امروز برنامه ریزی می کنم و از فردا که اول هفته است شروع می کنم. تصمیمی که درباره ی زندگیم گرفتم سخته و تلاش زیادی می خواد ولی خوب خودم انتخاب کردم و باید پاش وایستم. 

نمی دونم چرا انقدر عصبیم . همش به همه می پرم و حوصله ی خودمم ندارم. منتظر جواب نهایی دانشگاهم. هی می گم برم سر یه کار نیمه وقتی چیزی بعد دوباره هی می گم صبر کن جواب دانشگاه بیاد بعد. 

یوگا رو مرتب می رم. هفته ای دو روز .  اگه بتونم هفته ای دو روز دیگه هم ورزش کنم خیلی خوب میشه ولی باید مثل یوگا فیکسش کنم. 

خورد و خوراکم هله هوله کم می خورم ولی باید دوباره سفت و سخت بچسبم به رژیم . 

احساس می کنم دارم یه سری چیزامو از دست می دم. یه بخشایی از شخصیتمو که دوستشون داشتم. باید بیشتر روی خودم کار کنم. 

19,20,21

اینجا سه روز تعطیل بود و من خیلی رژیم نبودم. شنبه نسبتا خوب بود . سه وعده کوچولو خوردم. 

یک شنبه نهار سبک خوردم و شام تقلب کردم

دو شنبه هم تقلب حساب کنم بهتره 

از فردا بر می گردم به روال قبلی و مثل هفته ی قبل پیش میرم

18

صبحانه : یک فنجان نسکافه + چند ق شیر

میان وعده : -

نهار : سه ق برنج + یک کاسه خورشت کرفس

میان وعده : یک ماگ کاپوچینو + یک برش کوچک پای سیب کم شکر

شام: -

یک ساعت یوگا


17

صبحانه : ساعت 1 یک فنجان قهوه با چند ق شیر بدون چربی

میان وعده : - 

نهار: 6 ق برنج و خورشت کرفس (به نظرم زیاد خوردم- سنگین شدم )

میان وعده : -

شام: یک لیوان آب هویج

هنوز از دیشب گرسنگی کاذب دارم. یه جورایی دستم اومده که کدوم حس گرسنگی کاذبه. برای همین فعلا حتی قهوه ی صبح هم به تاخیر انداختم که یه وقت هوس نکنم چیزی بخورم. 

از صبح تا حدود ساعت 2-3 با یه نسکافه ی کوچولو سر می کنم. سعی می کنم نهارامو کامل بخورم. بعد هم یه میان وعده کوچولو و شام هم یا سالاد یا آ ب میوه.

امروز دوباره اون شلوارو امتحان کردم خیلی بهتر شده بود . این شلوار داستان داره. اولا که دکمه نداره و از این چسبایی که روی کفش بود بچه بودیم داره. بعدشم اینکه یه جنسی مثل جنس بارونی داره و عمرا کش نمیاد و جا باز نمی کنه. پس موقعی میره تو پام که خوب و درست حسابی وایسته. الان کاملا میره تو پام و بسته هم میشه ولی زودی باز میشه دوباره. خوب زشته بپوشم D:

فکر می کردم سایز 8 باشه ولی امروز دیدم سایز 6 بود. من کی 6 شده بودم خدا میدونه. کلی ذوق مرگ شدم . یعنی این اندازه بشه ها دیگه خیلی خوش به حالم میشه. 

دیروز و پریروز خیلی خوب بود هم رژیم عالی و هم به همه کارام رسیدم. امروز اما یک کم بی حالم. فکر کنم دارم سرما می خورم. به خودم استراحت میدم. می شینم فیلم می بینم و شاید قرص بخورم بخوابم. ولی رژیم سر جاشه.


آی می چسبه آدم با لب تاپش بره تو رختخواب. گفتم که نباید جلوی این احساس گرسنگی کم بیارم. نیاوردم دیگه. تا ساعت دو و نیم هم از نهار خبری نیست وگرنه شب زود گشنم میشه. 

ترازومو قرض دادم به دوستم تا هفته ی دیگه. باید اون موقع عددای خوب ببینم برای همین حسابی رعایت می کنم. داشتم آرشیو وبلاگمو از اول می خوندم. اولش عالی پیش رفتم تا خرداد 88 که ظاهرا حسابی حال و روزم به هم ریخته بود. بعد هم این افسردگی هی به علت مسائل مختلف و مهاجرت و این داستانها کش پیدا کرد. الان یه چند ماهیه که احساس می کنم حالم خوبه. خیلی هم خوبم. پس وقت خوبیه برای شروع دوباره. برای اینکه تمام اشتباهات گذشته رو بذارم کنار و خودمو ببخشم . به هر حال نسبت به روزای اول این وبلاگ خیلی خیلی تغییر کردم. خیلیییییییی

16

صبحانه : یک فنجان قهوه با شیر کم چرب

میان وعده : -

نهار : 2 تکه کوکو سبزی + گوجه + سبزی خوردن + نون لبنانی

میان وعده : یک لیوان شیر چایی + یک چای لاته + دو تا چنگال کیک شکلاتی

شام : -

یک ساعت یوگا رفتم که پدرم در اومد با اجازتون

خیلی سنگین بود امروز

اون کیک رو نباید می خوردم خیلی اشتهامو باز کرد برای همین شب دیگه هیچی نخوردم. باید نتیجه شو ببینم . این دفعه فرق می کنه

15

صبحانه : یک فنجان نسکافه + چند ق شیر بدون چربی

میان وعده : - 

نهار: 4 ق پاستا+ کمی سوپ جو+ سالاد

میان وعده : یک لیوان چای+ دو گاز Choc bar رژیمی

شام: یک لیوان آب هویج و سیب خونگی + یک تکه خیلی کوچک کوکو سبزی

دیروز حسابی به کارام رسیدم. یه کاری باید تحویل بدم که دیروز بیشترشو انجام دادم . یک کمش مونده و نمی دونم چرا هی کش میاد و تموم نمیشه. از صبح نشستم پاش. یکی دو ساعت دیگه کار داره . آی چه کیفی داره استراحت بعد از تحویل کار. 

رژیمم که فعلا به راهه

مطمئنما زودتر از چیزی که فکر می کنم دوباره دهه ی 50 رو می بینم. 

کارمو تحویل دادم. از صبح نشستم پاش دوباره و ساعت 4 آماده شد و فرستادم. باید همینجوری با برنامه ریزی پیش برم . کلی کار دیگه دارم که باید انجام بدم. اینجوری از خودم هم خیلی راضی ترم. 

به قول همسر گرامی من همه چیزم به همه چیزم ربط داره. وقتی رژیمم به درسم هم می رسم و دور و برم هم مرتبه اعصابم هم سر جاشه. اما امان از روزی که یکیش بهم بخوره همین جوری به سبک بولدوزری گند می زنه به بقیه. مسخره است نه؟


14

صبحانه : یک فنجان قهوه + چند ق شیر بدون چربی

میان وعده : - 

نهار: ساعت 3 : سه ق پاستا + دو تا ساق مرغ کوچک آب پز

میان وعده : یک فنجان قهوه + چند ق شیر + نصف شکلات بار رژیمی

شام: یک لیوان آب هویج با کمی آب سیب خانگی

12 و 13

این دو روز پر خوری کردم. داشتم عکسهای 6 ماه گذشتمو نگاه می کردم حدود شش ماه پیش خیلی به نظرم لاغر بودم و فکر کنم حدود 62 کیلو بودم.  تصمیم گرفتم برای خودم هدفهای کوچک تعیین کنم که بهم انگیزه بده . به نظرم انگیزه ام زیاد نیست برای لاغر شدن. انگار یکی باید بیاد تو روم یه چیزی بهم بگه که حسابی بهم بربخوره. 

هدف اول 63 بعد 60 بعد 58 و بعد هم 56

این مرحله ی اول تا بعد ببینم بازم میخوام کم کنم یا نه 

هنوز نرفتم روی ترازو ولی امروز پ.ر.ی.ود شدم . از فردا دوباره رژیم سفت و سفت برقرار و هفته ی دیگه هم چه شلواره انازه باشه چه نه وزنمو اعلام می کنم. 

10 , 11

خیلی دیروز حالم بد بود. انگار توی وجودم یخ کرده بود . تا صبح هم خواب بیخود دیدم. 

5 شنبه :

صبحانه : یک لیوان کاپوچینو + یک date scone

نهار: دو تا سوشی

میان وعده : مغز آفتابگردان + دو تا شیرینی کوچیک

شام: دو تا نیمرو : دو تا خرما + دو تا نون تست

الان که می بینم پرخوری هم نکردم ولی نمی دونم چرا انقدر حس می کنم باد کردم

جمعه: 

صبحانه : -

یوگا : یک ساعت درست و حسابی

میان وعده : یک کاسه کمپوت هلو کم شکر + کمی مغز آفتابگردان

نهار: دو تا تخم مرغ+ سه تا خرما + دو تا تست سبوسدار

9

خوب یک هفته از رژیمم گذشت و دو روز آخر نشون داد که من هنوز راه طولانی دارم که عادات غذاییم درست بشه اما به هر حال بد نبود. خیلی حرص نزدم. اما مساله اینه که روزایی که میرم بیرون کنترلم کمترهو بعضی وقتها یکدفعه به سرم می زنه که رژیمو بی خیال دیگه تو خراب کردی امروزو. در صورتی که من دیروز تا عصر چندان هم بد نبودم. 

حالا می تونم با خودم یه قرار بذارم. حتی اگه حسابی هم گند زدم شب از مثلا ساعت 7 به بعد نباید چیزی بخورم. 

از طرف دیگه باید نظم و دیسیپلین ایجاد کنم . ورزش ، درس ، رژیم ، مطالعه ، منظم بودن اطرافم و رسیدگی به پوست و مو همه  باید به موقع انجام بشه نباید یکی رو بخاطر بقیه فراموش کنم. از امروز سعی می کنم همه رو اینجا بنویسم . شب جلوی هر کدوم توضیح میدم چکار کردم. 

صبحانه: یک فنجان نسکافه + کمی شیر + نصف ق عسل

میان وعده : چای + دو تا خرما

نهار:  دو تا تخم مرغ بدون روغن + نان پیتا

شام : دو برش کوکو سبزی+ یک لیوان آب سیب و هویج

درس: یک کم کار کردم ولی کلا خوب نبود زیاد

ورزش: یوگا 1 ساعت (انجام شد عالی) این مربی یوگایی که پیدا کردم ماهه ماه

جمع کردن خونه بله بله

مطالعه ی آزاد بله

فقط موند اصل کاری که درس بود. راستش منتظر جوابم برای همین دست و دلم به کار نمیره. می دونم بهانه است و کاری که باید بکنم چندان ربطی نداره ولی چه می دونم دیگه

خدا کنه درست شه 

فقط همین


8

صبحانه : دو لیوان چای سبز با کمی شکر + یک نان تست

نهار: 3-4 ق غذا با بلغور + سالاد

میان وعده : یک لیوان کاپوچینو + یک برش کیک خانگی+ سوشی

شام : ذرت بو داده + یک ساندویچ سوسیس + نوشابه زیرو

واقعا می دونم بهترین و سالمترین شامو خوردم احتیاجی به تشویق نیست

7

صبحانه : یک فنجان نسکافه + نصف ق م عسل + کمی شیر

نهار: سه تا تخم مرغ آب پز کوچک D:  + سالاد

میان وعده : 6 ق برنج با کمی گوشت و سبزی + چای و دو تا خرما

شام هم می خوام سوپ بخورم 

برم درس بخونم

خوب ، عرضم به حضورتون که امروز از اون روزاست که با ما سر ناسازگاری داره و نه می شینم سر کارم و نه درست می خورم. 

اونهمه نهارساعت 12 خوردم بعد یهو ساعت 3 گشنه ام شد رفتم 5-6 ق برنج خوردم. این چه کاریه آخه

الانم دلم چای و شیرینی می خواد که خدا رو شکر نداریم . باید با خرما بخورم


دوباره میان وعده : چای با دو تا آب نبات قیچی ( ته یخچال پیدا کردم، از بس که رژیمم همینجوری میرسه از آسمون) یک پرتقال 

شام : یک کاسه سوپ + 6-7 قاشق زرشک پلو با مرغ


6

صبحانه : یک سوم نون تست سبوبدار + یک ق عسل + یک گردو + نسکافه با چند ق شیر

نهار: 6 ق عدس پلو + یک کاسه سبزی خوردن

میان وعده : یک کاسه انار

شام : 8 ق عدس پلو + 1 کاسه سالاد + 1 کاسه سبزی 

بعد از شام: چای با 4 خرما


امروز یک کار مهم باید تحویل بدم. بیشتر کارو قبلا انجام دادم اما این چند روز که فهمیدم موقع تحویلشه زیاد تلاش نکردم. کلا حالم خوبه و یه آرامش عجیبی دارم . کم کم دارم چیزهایی که همیشه می خواستم و توی وجودم به صورت عادت در میارم. دور و برم حسابی مرتب شده ، غذا خوردنمو دارم درست می کنم و کم کم دارم دوباره به ورزش بر می گردم. فقط کارهای مربوط به درس و کارم هنوز با عجله و استرس و ضربتی در آخرین لحظه انجام میشه. باید اونارم درست کنم . میشه ، مطمئنم . فقط باید آرامش داشته باشم. 

دوست دارم تا اواسط جولای وزنم زیر 60 برسه. خیلی برام مهمه. چون از اون موقع به بعد کمی اوضاع زندگیم تغییر می کنه. دلم می خواد توی اون دوران دغدغه ی وزن نداشته باشم و بقیه ی کیلوها رو از اون موقع به بعد با آرامش کم کنم . هدفم فعلا اینه که تا آخر سال هم به 55 برسم. فعلا هم تصمیم ندارم کمتر بشم . تا بعد ببینم چی میشه. 

میرم یک ساعت و نیم کار می کنم و بر می گردم. 


*** گشنه بودم شب یعنی هنوزم خیلی سیر نیستم ولی خوب دیگه بازم بد نبود عوضش حدود 7 شام خوردم. اینجا همیشه خطر فست فود و هر آشغالی در کمین است ولی این بار یک کم انگیزه ام از دفعه های قبل بیشتره***

هر وقت عدد 61 رو دیدم تشریف می برم کافی شاپ و دلی از عزا در میارم تا اون موقع باید به هدفم فکر کنم 

5

صبحانه : یک نان کراسان + یک کاپوچینوی کوچک

نهار: یک کاسه کوچک عدسی + دو ق برنج + کمی گوشت و پیاز ( کل غذا یک ق روغن داشت)

میان وعده : انار + چای لاته + دو پر گریپفروت

شام : دوباره کمی از غذای ظهر

باید بیشتر از اینها رعایت کنم ولی تعطیلی بود و باز هم به نسبت خیلی خوب کنترل کردم

داستان غذام از این قراره که قرار بود عدس پلو درست کنم . عدسش رو جدا برای خودم آماده کردم و فق دو ق عدس پلو قبل از روغن باهاش خوردم . این روزها حداقل می دونم که خیلی سالم تر دارم غذا می خورم 

4

صبحانه : یک نسکافه + یک ق م عسل + یک نان تست + کمی شیر

نباید صبحها کرب بخورم ، تا آخر روز اشتهام باز میشه

نهار : کمی ماست کم چرب و کرفس + تن ماهی در آب ( نصف یک کنسرو کوچک) + کوکو سبزی که فقط با دو ق روغن زیتون درست شده بود.

میان وعده : دو ق oat bran + یک ق عسل + کمی شیر+ دو تا خرما

شام : یک تکه کوچک ماهی سالمون کبابی

یک ساعت یوگای درست و حسابی ( بعد از مدتها رفتم یک کلاس یوگای درست و حسابی و کلی چلونده شدم

بعدش خیلی اشتهام باز شد و تنها لطفی که در حق خودم کردم این بود که سعی کردم سالم خوری کنم

بعد از پ.ر.ی.و.د میرم روی ترازو فعلا باید حالا حالا ها رعایت کنم 

3

صبحانه: چای + 2 تا خرما

میان وعده : یک فنجان نسکافه + یک ق شکر رژیمی+ کمی شیر

نمی تونم صبح چای خالی بخورم سر درد می گیره

نهار: سه ورق سینه بوقلمون + سالاد

میان وعده : یک کیوی + یک پرتقال+ سه برگه زرد آلو

سنگینم و حس می کنم زیاد خوردم نمی دونم چرا

شام : یک تکه سینه مرغ کبابی + بروکلی ، هویج ، کدو حلوایی آب پز + یک قاشق پوره سیب زمینی

بعد از شام : دو سه چنگال چیز کیک + یک قهوه 

تصمیم گرفته بودم بیرون قهوه نخورم ، یه جورایی ترک اعتیاد دیگه . بعد از یک هفته اولین بار بود.

نسکافه ای که خودم درست می کنم خیلی رقیقه و فقط چند قطره شیر داره

می ترسم برم روی ترازو. می ترسم کم نکرده باشم و باعث اعصاب خوردی بشه رژیممو نگه ندارم

یه شلوار دارم که مال دوران لاغریمه. همون اوایل که از ایران برگشته بودم. یه جنسیم داره که به هیچ عنوان کش نمیاد هر وقت توی تنم خوب وایستاد می رم روی ترازو. الان میره تو تنم ولی دکمه اش بسته نمی شه

2

صبحانه: یک فنجان نسکافه + یک ق شکر رژیمی + کمی شیر

نهار: سه ورقه سینه ی بوقلمون + ماست کم چرب با نعنا

دو تا آب نبات سرما خوردگی ویکس

آب : 6 لیوان 

دیروزم کلا 5 لیوان خوردم

میان وعده : یک کیوی + یک گلابی 

شام : سالمون کبابی + سالاد

بعد از شام : چای با سه خرما

یک ساعت ورزش

چند روز پیش یهو بی هوا به سرم زد که نکنه تا آخر عمرت همینجوری تو تکاپوی وزن کردن باشم . نکنه همینجوری یک کیلو یک کیلو چاق شم و چشم باز کنم ببینم شدم صد کیلو. انقدر این حس شدید بود که گریه ام گرفت. ولی خدا رو شکر باعث شده دو روزه حواسم به رژیمم باشه. دو هفته اینجوری ادامه می دم و بعد یه روز تقلب میذارم. 

از همه چی مهم تر انگیزه داشتنه توی رژیم. یک کم تونستم این انگیزه رو ایجاد کنم. 

1

صبحانه : یک فنجان نسکافه + یک ق شکر رژیمی + دو سه قاشق شیر کم چرب

نهار: یک گوجه + دو تا تخم مرغ آبپز + کمی سالاد

میان وعده: یک فنجان نسکافه + نصف ق مربا خوری عسل + دو سه ق شیر کم چرب

شام: یک ساق مرق آب پز + کمی سالاد

دو ق کوچیک پلو خورشت کرفس