بالاخره هفته ی پیش جواب دانشگاه اومد. دو سال بود که به نوعی درگیر این قضایا بودم و الان هر چند تازه اول دردسرها و درس خودناست اما به هر حال خیالم راحت شد.
این هفته خیلی سرم گرم بود. باید خونه رو عوض کنیم و خودش پروژه ایه . تا دو سه روز دیگه هم باید کاری رو تحویل بدم.
برنامه ی غذاییم بدک نیست تقریبا هله هوله نمی خورم و وعده های غذاییم هم شده دوتا در روز یوگا هم مرتب میرم هفته ای دوبار اما احساس نمی کنم که رژیمم. باید دوباره خودمو جمع و جور کنم. امیدوارم رفت و آمد بیشتر و فعالیت باعث بشه یک کم راحت تر رژیم بگیرم.
بر میگردم...
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم تیر ۱۳۹۱ ساعت 10:41 توسط روزمره ها
|