صبحانه : ساعت 1 یک فنجان قهوه با چند ق شیر بدون چربی

میان وعده : - 

نهار: 6 ق برنج و خورشت کرفس (به نظرم زیاد خوردم- سنگین شدم )

میان وعده : -

شام: یک لیوان آب هویج

هنوز از دیشب گرسنگی کاذب دارم. یه جورایی دستم اومده که کدوم حس گرسنگی کاذبه. برای همین فعلا حتی قهوه ی صبح هم به تاخیر انداختم که یه وقت هوس نکنم چیزی بخورم. 

از صبح تا حدود ساعت 2-3 با یه نسکافه ی کوچولو سر می کنم. سعی می کنم نهارامو کامل بخورم. بعد هم یه میان وعده کوچولو و شام هم یا سالاد یا آ ب میوه.

امروز دوباره اون شلوارو امتحان کردم خیلی بهتر شده بود . این شلوار داستان داره. اولا که دکمه نداره و از این چسبایی که روی کفش بود بچه بودیم داره. بعدشم اینکه یه جنسی مثل جنس بارونی داره و عمرا کش نمیاد و جا باز نمی کنه. پس موقعی میره تو پام که خوب و درست حسابی وایسته. الان کاملا میره تو پام و بسته هم میشه ولی زودی باز میشه دوباره. خوب زشته بپوشم D:

فکر می کردم سایز 8 باشه ولی امروز دیدم سایز 6 بود. من کی 6 شده بودم خدا میدونه. کلی ذوق مرگ شدم . یعنی این اندازه بشه ها دیگه خیلی خوش به حالم میشه. 

دیروز و پریروز خیلی خوب بود هم رژیم عالی و هم به همه کارام رسیدم. امروز اما یک کم بی حالم. فکر کنم دارم سرما می خورم. به خودم استراحت میدم. می شینم فیلم می بینم و شاید قرص بخورم بخوابم. ولی رژیم سر جاشه.


آی می چسبه آدم با لب تاپش بره تو رختخواب. گفتم که نباید جلوی این احساس گرسنگی کم بیارم. نیاوردم دیگه. تا ساعت دو و نیم هم از نهار خبری نیست وگرنه شب زود گشنم میشه. 

ترازومو قرض دادم به دوستم تا هفته ی دیگه. باید اون موقع عددای خوب ببینم برای همین حسابی رعایت می کنم. داشتم آرشیو وبلاگمو از اول می خوندم. اولش عالی پیش رفتم تا خرداد 88 که ظاهرا حسابی حال و روزم به هم ریخته بود. بعد هم این افسردگی هی به علت مسائل مختلف و مهاجرت و این داستانها کش پیدا کرد. الان یه چند ماهیه که احساس می کنم حالم خوبه. خیلی هم خوبم. پس وقت خوبیه برای شروع دوباره. برای اینکه تمام اشتباهات گذشته رو بذارم کنار و خودمو ببخشم . به هر حال نسبت به روزای اول این وبلاگ خیلی خیلی تغییر کردم. خیلیییییییی