تا آخر این هفته یکی از اولویت دار ترین کارام تموم میشه و یک کم راحت میشم. البه همه اتفاقای خوبین و میتونم بگم این چند ماه که تموم بشه یه تغییر خیلی خیلی بزرگ تو زندگی من اتفاق میفته.
به دلایلی مجبورم سر کار بمونم وگرنه یکی دو ماه مرخصی می گرفتم و کاملا روی پایان نامه متمرکز می شدم .
دوست دارم قوی تر باشم. این وسط یه فکرایی هم ب ذهنم اومده که خیلی ازم انرژی می گیره و حسابی درگیرم کرده. نباید بذارم هیچ چیز و هیچ کس مانع رسیدنم به هدف بشه.
دوست دارم سه چهار کیلوی دیگه کم کنم ولی انگار بدون تمرکز میشه. الان وزنم بین 61 و 62 در نوسانه و با توجه به برنامه ی غذایی که دارم ثابت مونده. ولی باید یه شوک به بدنم وارد کنم . یا ورزشمو بیشتر کنم و یا برنامه ی غذامو تغییر بدم. شاید روزایی که میرم باشگاه بیشتر بدوم باید سعی کنم حداقل تا یه مدت طولانی اصلا غذاهای نامناسب نخورم.
قرار شده این شکلات یه جایی گم و گور شه خدا به خیر کنه هنوز نصف هم نشده.