توی یکسری مراحل زندگی موفق بودم و توی یکسری مراحل هنوز نه. چند وقت پیش توی یه وبلاگ انگلیسی یه مطلبی خوندم که خیلی برام جالب بود . نوشته بود بهترین راه برای برنامه ریزی و مدیریت زمان استفاده از تکنیک اتو پیلوت یا خلبان خودکاره. حالا این یعنی چی؟
یعنی یکسری از کارهای روزمره توی زندگی همه ی ما هست که خود بخود انجام میدیم و بدون فکر. مثلا صبح که از خواب بلند میشیم خود به خود میریم دست و صورتمونو میشوریم. یامسواک زدن یا خیلی چیزهای دیگه که برای هر کسی متفاوته ولی پشتش فکر نیست. یعنی مجبور نیستی انرژی بذاری و وقت که درباره ی انجام دادنش فکر کنی. من حساب کردم تقریبا دو تا سه ساعت روزهای عادی (شاید هم بیشتر) همین جوریه. حالا اگر عادت کن که یکسری از کارهای روز ، هفته یا حتی ماه رو به صورت خودکار انجام بدیم انرژی کمتری ازمون می گیره و خیلی هم بابتش سختی نمی کشیم چرا؟ چون اصلا فکر نمی کنیم بهش.
توی مدت رژیم خیلی از ما یکسری از شیوه های غذاییمون به اتوپیلوت تبدیل شده. حالا هر چقدر سعی کنیم که این حالت رو افزایش بدیم و عادتهای خوبو روزمره کنیم احتمال موفق بودنمون توی بلند مدت بیشتر میشه.
یه مساله دیگه در این مورد اینه که سعی نکنیم همه چیزو باهم و یک مرتبه داشته باشیم . تغییر یکدفعه ای و با زحمت به همون سرعتی که اومده فرار می کنه و میره.
حالا من منظورم چیه؟ منظورم اینه که نباید انقدر به خودم تلقین کنم که نمی تونم اتکینز بگیرم ، نمی تونم فلان کارو بکنم و ...
بهتره که هر کاری رو به مرحله هایی تقسیم کنم و سعی کنم هر مرحله رو به تدریج نهادینه کنم توی ذهنم. مثلا اینکه از اصوی اتکینز آب زیاد خوردن و ورزش کردنه.
من تقریبا سه روز در هفته ورزش درست و حسابی دارم. بیشتر از اون سنگ بزرگه و علامت نزدن. بقیه روزا دیگه کم کم یه نیم ساعتی پیاده روی دارم. روی آب خوردن باید کار کنم که هر روز ۸ لیوان کامل بشه. قرص های مکمل رو هم هر روز تقریبا می خورم و سالهاست بهش عادت کردم.
سعی کردم شیرینی رو تا اونجایی که میشه کم کنم و تقریبا محدود شده به مهمونیها. این مدت چون برنامه غذا خوردنم یک کم روی نظم اومده هله هوله کم تر می خورم . باید همین روندو حفظ کنم یعنی صبحانه ، نهار و شام سر ساعت و قبل از اینکه گرسنم بشه.
از فردا تا آخر هفته سعی می کنم تمرین کنم و کم کم برنامه ریزی کنم برای دو هفته رژیم اتکینز. به هر حال دو هفته است دیگه ، تموم میشه. باید ثابت کنم که از پسش بر میام.