روز ششم
این چند روز دارم تمرین می کنم که به خیلی آدما و خیلی چیزها بگم نه!
دارم تمرین می کنم که اولویتهای زندگیمو همیشه گوشه ی ذهنم نکه دارم و فراموششون نکنم
دارم تمرین می کنم که دوباره اعتماد به نفسمو بدست بیارم.
چند سال پیش هم این اتفاق برام افتاده بود.
اون موقع شدیدا کار می کردم و درس می خواندم . از محل کارم راضی نبودم و درس خوندن برام غول شده بود چون کارم خیلی زیاد بود و نمی تونستم حتی سر کلاس برم . باید خیلی درسها رو خودم می خوندم
خیلی هم از الان چاق تر بودم . حداقل 10 کیلو.
یه روز بیدار شدم و به خودم گفتم این بود اون چیزی که می خواستی باشی؟ کاری می کنی که دوست نداری ، رشته ی تحصیلیت خسته ات کرده و از همه مهمتر از خودت متنفری
از اون روز به بعد یه جوری روی تموم کردن کارم تمرکز کردم. احساس کردم باید یه کار کوچیکی بکنم که باعث بشه از خودم راضی باشم. زبانم خوب بود . رفتم برای امتحان تافل ثبت نام کردم و دو سه ماه براش وقت گذاشتم . می دونستم به دردم نمی خوره. فقط احتیاج داشتم که به خودم بگم هنوز ازم یه چیزی باقی مونده. نمره ی خیلی خوبی گرفتم بعد درسمو تموم کردم و باور کنید 10 واحد باقیمونده که برام غول شده بودند با نمره ی بالای 17 پاس شد.
رژیم گرفتم و وزنم ده کیلو کم شد یعنی از الان سه چهار کیلو لاغر تر .
بعد تصمیم گرفتم برم دنبال علاقه ی اصلیم توی زندگی . لیسانس مهندسیمو که گرفتم رفتم فوق علوم اجتماعی شرکت کردم و همون سال دانشگاه قبول شدم . بعد هم برای اینجا اقدام کردم که اقامت دائم بگیرم و بعد بتونم درسمو ادامه بدم.
اینا گفتم که یادم نره که قبلا هم از این مشکلات داشتم . بدترش هم داشتم . الان یک سالی میشه که اومدیم اینجا و خدا رو شکر همه چیز خوب پیش میره . وزنم زیاد شده ولی هنوز تا او وزن گذایی خیلی مونده. تونستم خودمو جمع کنم .
نتونستم از تزم دفاع کنم و یک 7-8 ماهی گیج زدم که اصلا می خوام تمومش کنم یا نه. ولی زود خودمو پیدا کردم . الان منتظر نتیجه ی کمیسیونم که ببینم یه ترم دیگه بهم اجازه ی تحصیل میدن یا نه .
خوشحالم از اینکه اشتباه کردم و خلی به موقع خودمو پیدا کردم . یکی دو ماه دیگه همه چیز عالی میشه و من همون آدم با اعتماد به نفسی میشم که از خودم ساخته بودم . تا دو ماه دیگه
- وزنم زیر 60 میشه
- درسمو تموم می کنم
درباره ی رژیم
دیشب حدود ساعت 7 برنج خوردم ولی در کل خیلی کنترل دارم روی خودم اما مهمتر از همه اینه که باید ترازومو راه بندازم و مشخص کنم که هر روز چی می خوام بخورمو و دقیق کالری شماری کنم پس قدم اول اینکه هر چی خوردم دقیق میام می نویسم و شبها کالریشو حساب می کنم
نکته ی بعد هم یوگاست . هیچ چیز به اندازه ی یوگا روحیه مو خوب نمی کنه و اراده مو قوی نمی کنه پس باید مرتب انجام بدم . یه ویدیو دانلود کردم سری توتال یوگا
من فعلا سری اولشو دارم انجام می دم earth
قبلا فکر می کردم من که قبلا حسابی یوگا کار می کردم برام افت داره برم از سری مبتدی شروع کنم برای همین سنگین کار می کردم اما الان می دونم اولین قدم برای پیشرفت اینه که خودتو همون جایی که هستی بپذیری
وزن اولیه مو 64 اعلام کردم با ترازوی عقربه ای ، با این ترازو که رسیدم به 61 میرم ترازوی دیجیتالی می خرم . جایزه !
صبحانه : یک کف دست نان - یکی و نصفی خرمای بزرگ - چای تلخ
میان وعده : یکی و نصفی خرما - چای تلخ
نهار :