روز هفتم و هشتم
اما مهم ادامه دادنه. باید جوری ادامه بدمم که انگار امروز اولین روزمه . تا پایان راه خیلی مونده و من این بار مطمئنم که می تونم.
خوشحالم از اینکه بعد از 5 روز تعطیلی و کلی مهمونی و بیرون رفتن وزنم کم شده . خوشحالم از اینکه حرص نخوردم رژیمای الکی هفته ای صد کیلو کم کن نگرفتم و درسمو خوندم
می دونم ایده آل نبودم ولی دیگه نمی خوام زندگیمو صفر و یک ببینم باید بپذیرم که یه آدم معمولیم که کلی نقطه ضعف دارم و باید کم کم به نقطه ضعفام فکر کن م و درستشون کنم
این هفته از هفته ی قبل خیلی بهتره من مطمئنم . این هفته بیشتر درس می خونم و بیشتر روی خوردنم کنترل دارم
دیروز : صبحانه : یک کف دست نان - کمی کره و مربای هویج
میان وعده : کمی بادام - انگور
نهار: 7 ق برنج - خورشت بادمجان با بادمجان کبابی
میان وعده : چای با آب نبات - کاپوچینوی تلخ با کمی کیک شکلاتی
شام : هیچی
به نسبت یه روز تعطیل خوب بود دیگه . همین که حرص نمی زنم برام یه دنیا ارزش داره
امروز: صبحانه : یک کف دست نان - یک تکه پنیر - دو تا خرما - چای تلخ
میان وعده : قهوه با چند قطره شیر - دو تا دیجستیو
نهار: سوپ
میان وعده : کر کارامل رژیمی 76 کالری ( راست و دروغش پای خودشون) - قهوه با دیجستیو
شام: چند تا انگور - یک نارنگی - یک کاسه سوپ
میان وعده : یک تکه خیلی کوچیک چیز کیک رژیمی بدمزه ( کلش 120 کالری بود من نصفشو خوردم)
پ.ر.ی.د شدم و اولین باره که توی این شرایط وزن کم کردم
من برم بشینم سر درسم . دوباره بر می گردم
با یه بنده خدایی توی ایران صحبت کردم گند زده شد به احوالاتم کلا درس هم نخوندم . نمی دونم چرا وقتی یه کارو تموم می کنم تا بعدی رو بخوام شروع کنم هی لفتش میدم. ولی دختر پاشو برو سر درست. تو این سر دنیا ملت اون سر دنیا دیگه معلوم نیست تا آخر عمرت ببینیش یا نه . تقصیر خودته دیگه ... حالا هم دایورتش کن بشی سر زندگیت که زور داره بخاطر یه سری آدما ضرر کنی.
چقدر خوبه که اینجا هست .
الان باید بشینم سر کارم تا همسر گرامی بیاد همه چی تعطیل فقط دو تا هدف مهم زندگیت یعنی درس و رژیم
چقدر از خوردنم راضیم