باید خیلی مواظب خودم باشم که کم کم دوباره نرم به شمت هله هوله خوری. مخصوصا الان که نزدیک اومدن گلیه و من مثل خرس اشتها دارم . سه چهار روز دیگه دووم بیارم سختیشو رد می کنم . عوضش دو هفته دیگه به هدف اولم می رسم. 

تا الان خرابکاری بزرگی نکردم که از خودم خیلی ناراحت باشم. صبح تا عصر میشه گفت روی خودم کنترل دارم و تقریبا برنامه ام روتین شده . باید سعی کنم از 6 به بعد چیزی نخورم. سخته مخصوصا اینکه همسر گرامی اون موقع میرسه و حتما یه چیزی می خوره. به هرحال روزای اول که با انگیزه بودم شد. از الان به بعد هم میشه.

مشکل درسه که یه قسمت سختیه که اصلا هم دوستش ندارم ولی به هر حال قورباغه ی بی ریختیه و باید قورتش داد. واقعا هم ارزش این همه دردسر و ادا و اطوارو نداره. هی می شینم سر بخشهای دیگه و این 10 - 15 صفحه رو تموم نمی کنم بره پی کارش. برم ببینم امروز چه می کنم

صبحانه : یک و نیم کف دست نان - یک تخم مرغ - دو و نیم خرما

میان وعده  : دو تا خرما - دو تا دیجستیو - قهوه با کمی شیر

نهار : سالاد بدون سس - میرزا قاسمی با بادمجان کبابی و یک تخم مرغ - یک و نیم کف دست نان

این خرما عجیب هوس شیرینی خوردنمو از بین می بره می دونم نباید زیاد بخورم ولی توی این سرما و درس که می دونید چقدر آدم دلش می خواد همش بخوره بهترین انتخابم همین خرماست. تازه تا الان باعث نشده وزنم زیاد بشه یا ثابت بمونه پس تا وقتی این روش جواب میده چرا بی خود خودمو محدود تر کنم. من که میدونم بالاخره یه جایی مجبورم رژیمو سخت تر کنم و فعالیتو بیشتر پس بذار به وقتش.