1شنبه 1 دی
دیروز یک کم خرما رو بدون روغن تفت دادم با تخم مرغ خوردم کلی بهم انرژی داد مثل اینکه سر ساختمان کار کرده بودم![]()
صبح رفتم روی ترازو در حالی که دو روز خودم رو آماده کرده بودم که وزنت زیاد شده اشکالی نداره ولی وزنم همون ۶۳.۸ حدود ۱۰روزپیشه.
اصلا باورم نشد ولی بعد که فکر کردم دیدم این ذهن منه که خسته و منفیه نه جسمم. جسمم توی این مدت خیلی چیزها یاد گرفته و کارشو داره درست انجام میده مشکل از منه که هنوز بهش اعتماد ندارم . پس پیش به سوی ادامه راه با کمک دوستای گلم
امروز فکر کنم یک کم آجیل شب یلدا بخورم خوبیش اینه که شیرینه و چربی . نمک اضافی نداره . میدونم کالریش بالاست ولی اگر کم بخورم و چیزای اضافه نخورم فکر نکنم اشکالی داشته باشه از طرفی فکر کنم بهم کمک کنه که دوباره روی فرم بیام
فعالیت جسمیم خیلی کم شده مخصوصا نسبت به تابستون ولی در عوض فعالیت فکریم زیاده . اوایل بهمن که امتحانام دیگه حالا حالا ها تو زندگیم امتحان ندارم چون واحدام تموم میشه و میمونه پایان نامه از اون موقع وقت دارم که حسابی برم سراغ ورزش مخصوصا شنا و یوگا ولی الان فکر کردن به این مساله فقط یک گوشه دیگه از ذهنمو بیخودی اشغال می کنه . موسیقی را هم شاید یک ماهی بذارم کنار چون فقط مایه آبروریزیه پیش استادم
دیگه نفسهای آخره دعا کنید طاقت بیارم که خوب تموم بشه
راستی عینکمو گرفتم و دقیقا این شکلی شدم ![]()
شانس آوردم که ارتدنسیمو باز کردم وگرنه رسما مثل بچه ۱۴ ساله ها می شدم![]()