یک عادت مزخرفی که دارم اینه که وقتی می خوام کاری انجام بدم مدت خیلی زیادی ول می گردم و هیچ کاری نمی کنم وقتی نزدیک به تموم شدن وقت میشه انقدر انرژی میذارم که بعدش چیزی ازم نمی مونه. نتیجه میشه یک مهسایی که یا در حال حرص خوردن بخاطر کارهای تلنبار شده است یا مهسایی که تند تند داره کارشو برای فردا آماده می کنه.

کاش بتونم این رفتارمو اصلاح کنم یک فکر مهم دیگه که مدتهاست ته ذهنم داره خاک می خوره اینه که یه وبلاگ غیر رژیمی بسازم. احساس می کنم حرفهایی برای گفتن دارم . یه وبلاگ دارم که مال کارهای دانشگاهه ولی فقط گزارشه و حرفهای من توش نیست. شاید هم همین وبلاگو تبدیل کنم به یک وبلاگ نیمه رژیمی و نیمه شخصی چون خیلی بهش دلبستگی دارم.

احساس می کنم نوشتن نظمی به فکرم میده که بهم کمک می کنه. همون طور که توی رژیم داره کمکم می کنه.

یکسری از کارهای اولویت دار مربوط به درس و اداره رو مشخص کردم که تا شنبه انجامشون بدم. مخصوصا گزارش پروژه های اداره خیلی وقته عقب مونده.

همیشه تقسیم ذهنم به چند قسمت منو عصبی می کنه. دلم می خواد روی بحثی که خیلی دوست دارم متمرکز باشم و چیزی مزاحمم نباشه ولی خوب بچه مدرسه ای که نیستم . یک ادم بالغم که وارد زندگی و کار شده پس فعلا غیر ممکنه تا وقتی که برای دکترا پذیرش بگیرم. اون موقع کارو میذارم کنار و فقط روی درس تمرکز می کنم . این تصمیمی بود که خیلی سال پیش گرفتم و الان اونقدر بهش نزدیک شدم که شاید کمتر از یکسال به برآورده شدنش مونده باشه. و من خیلی خوشحالم و سعی می کنم از لحظه های باقی مونده نهایت استفاده و لذت رو ببرم .

شما درباره وبلاگ نظری ندارید؟؟ اگر این وبلاگ یک کم تغییر ماهیت بده باز هم می خونید؟؟؟