به طرز وحشتناکی از امتحانام می ترسم . ۲ هفته دیگه شروع میشه و من هنوز هیچ کاری نکردم.

بدم میاد از آدمهایی که مثل کبک سرشون تو برفه و فکر میکنن مردم شعور ندارن. سالها یه رفتار مسخره رو ادامه میدن بی اونکه براشون مهم باشه که عمرشونو دارن برای چیزای احمقانه به باد میدن.

باید یه برنامه ریزی دقیق بکنم برای این یک ماه . استادامونم بد نمره میدن بدون اینکه بدونن دارن با سرنوشتمون بازی می کنن. خیلی باید جدی بگیرم کارهامو.

از اون مقداری که وزنم بیخودی اضافه شده بود بیشترش کم شد و من همچنان دارم به هر روز وزن کردن ادامه میدم. دیگه حداقل خودمو گول نمی زنم و تکلیفم روشنه.

خدایا!! کاش کار نمی کردم. آدم بعضی وقتها دیر زندگی کردنو یاد می گیره و باید بهای زیادی بابت تاخیرش بپردازه