5شنبه3بهمن
به برنامه دیروزم فقط نصف لیوان شیر اضافه شد که کالریم شد ۴۷۰ کالری
و اما برنامه امروز:
پرتقال ۲۲۰گرم: ۸۸کالری
نان۴۰گرم: ۱۰۰ کالری
عسل ۴ گرم: ۱۲کالری
سیب زمینی ۱۰۰ گرم: ۷۶کالری
گردو ۵گرم: ۳۰کالری
قارچ: ۵۰ گرم
نصف لیوان شیر یا ماست : ۶۰کالری
جمع کل : ۳۷۰کالری
بدنم هنوز به کم خوری عادت نکرده. دیشب اصلا خوابم نبرد از گرسنگی این شد که نصف لیوان شیر خوردم تا خوابم ببره.
یه استراحت دو سه روزه بعد از امتحان به خودم دادم که بعدش از شنبه برم اساسی دنبال کار و درسم. اصلا هم حوصله کار روی پروژه های اداره رو ندارم و ولشون کردم به امان خدا. خدا آخر و عاقبت ما رو به خیر کنه. فعلا به دلیل پاره ای مسائل مجبورم چند ماهی اینجا طاقت بیارم وگرنه من داستان امنیت شغلی و مالی و موقعیت کاری مناسب رو خیلی وقته که انداختم دور. فکر می کنم اگر آدم موقع انجام کار دلش خوش باشه و با عشق کار انجام بده همین کلی ارزش داره.
دیروز همسر گرامی طی یک اقدام سورپریز کننده زنگ زده بود شرایط اریکه ایرانیان رو پرسیده بود و قراره از این هفته هفته ای یک یا دوبار بدم استخر و بدنسازی. البته من خیلی از بدنسازی خوشم نمیاد ولی برم ببینم چی میشه. شاید بتونم باهاش کنار بیام.
دیروز یک پیاده روی حسابی داشتم و امروز صبح هم حدود ۱۰ دقیقه یکربع چند تا حرکت یوگا انجام دادم.توی راه برگشت هم نیم ساعت پیاده روی می کنم .
اولویت کاری من اول از همه ترجمه دو تا مقاله است که بی هیچ قید و شرطی باید تا آخر بهمن تموم بشه. یکیش نسبتا آسونه ولی اون یکی خیلی سخته و پر از اصطلاحات روانکاوی و روانشناسیه ولی من مصمم هستم که تمومش کنم چون از موضوعش خوشم میاد. تا ۱۵ اسفند هم باید یه مقاله تحویل بدم که همون میتونه به نوعی پروپوزالم بشه.
این دو تا عمده ترین کارهامن و در کنارشون یک عالمه کار دیگه هم هست. باید حتما با انضباط کامل از پس این همه کار بر بیام. میدونم که میشه چون احساس می کنم که دارم تغییر می کنم.