از دست خودم عصبانیم
این تعطیلیای مسخره فقط روند زندگی آدمو به هم میزنه. هیچ کاری هم نمی شه کرد فقط یه روزه برای این که آدمو از هدفهاش دور کنه. ای خدا من که سر در نمیارم. اسفند که نیمه تعطیله هر کاری می خوای بکنی شب عیده و کسی دل و دماغ نداره بعد هم که تعطیلی عید که تنها تفریح موجودش خوردنه. بعد هم تا بخوای به حالت عادیت برگردی شده اردیبهشت. این روزها توی زندگی آدم به حساب نمیان ولی توی عمر آدم حساب میشن. این اصلا عادلانه نیست.
ما نصف عمرمونو به یه سری چیزها عادت می کنیم و نصف دیگرو باید صرف این کنیم که عاتهامونو اصلاح کنیم. من اصلا از زندگیم راضی نیستم . هدفی که توی زندگیم دارم خیلی بزرگه ولی تلاشی که براش می کنم اصلا کافی نیست. فقط شدم یه گلوله انرژی منفی که الان منفجر میشم. میدونم یه روز که به کارام برسم دوباره همه این حرفها یادم میره و احساس رضایت کاذب می کنم. ولی این طوری نباید باشه. باید بدونم که با یک روز و دو روز درست کار کردم کارم راه نمی افته باید عادتهای بزرگی رو توی خودم اصلاح کنم و حسابی براش انرژی بذارم...
اول از همه بی حالی بعضی از روزها که بیشتر شبیه مریضیه ولی به احتمال زیاد تنبلیه. بعد هم برنامه ای که بهش تعهد داشته باشم.
برم به جای روضه خوندن یکی دوتا کارمو انجام بدم بلکه یک کم روحیه ام خوب شه بعد بیام یه فکری به حال خودم بکنم.
...
از صیح معده دردی گرفتم خفن. دیروز هم چیز خاصی نخوردم یعنی نه پر خوری بود نه کم خوری حدود 1000 کالری ماکزیمم(که اون هم نبود)شاید مال آلو و زردآلوهایی باشه که گفتم. دیگه باید بذارمشون کنار.
خلاصه اینکه الان با قرص و اینا یک کم حالم بهتر شده. از الان تا شب حدود 90 صفحه از کارای امروزم مونده که باید تا 2 تمومش کنم... که بعد از ظهر بشینم سر بقیه که اولویت کمتری داره.
نمی دونم چرا یکبار هم نشده از برنامه زندگیم جلو باشم. مثلا این که بیست صفحه از برنامه فردا هم خونده باشم. همیشه خدا زندگی در حال دویدنه منم مثل پرچم دنبالش آویزونم (این مودبانه ترین تصوریه که در حال حاضر از خودم دارم) خوب الان ساعت 11 من برم تا 11.45 از صفحه 77 تا100 بخونم بیام براتون بنویسم بلکه یک کم حالم بیاد سرجاش
تا الان 40صفحه از نود صفحه امروزمو خوندم. حسابی افتادم رو دور. الانم سرم خلوته. اگر همین جا بشینم بخونم کلی کارم جلو می افته . میخوام یه فصلی رو شروع کنم که حدود 80 صفحه است. یعنی میشه بتونم این فصلو امروز تموم کنم؟؟؟ فردا میرم استخر. اگر امروزو حسابی به کارام برسم فردا خیالم راحته. فردا صبح هم یکی دو ساعت قبل از استخر می خونم که از برنامه عقب نیافتم.
دو تا مقاله انگلیسی دارم که باید بخونم و یه خلاصه ترجمه ای برای استادام بفرستم. توی برنامم بود که این کارو هم توی این دو سه روز انجام بدم یکی 23 صفحه و یکی 40 صفحه. امروز حتما باید 23 صفحه ای رو شروع کنم. خوندن این کتابه برام خسته کننده تره پس اول توی اداره کتابو میخونم مقاله رو میذارم برای خونه. من رفتم تا برای ساعت 3.5 ببینم چقدر می خونم. فعلا...