الان داشتم با یکی از دوستای خوبم توی اداره درباره ی برنامه امسال و اینکه چی بهتره صحبت می کردم بعد فهمیدم که حدود یکسال بود که با کسی درباره ی برنامه های زندگیم صحبت نکرده بودم و همه چیزدر ذهن خودم می گذشته . یکی از کارهایی که 6 ماهه که دارم به خوبی ادامه میدم ( چیزی که تا به حال سابقه نداشته ) همین رژیمه . اونم علتش اینه که هر روز با هم درباره اش صحبت می کنیم و کار همدیگه رو پیگیری می کنیم. فکر می کنم اگر توی عید هم به اینترنت دسترسی داشتم شاید بهتر می تونستم وزنمو کنترل کنم یا خیلی چیزها رو نمی خوردم. علتش همین با هم بودنه. یه رقابت سالم به همراه کمک گرفتن از تجربه های دیگران. این که همه خودمونو در یک رده میدونیم و سعی می کنیم به اون چیزی که شاید غیر مستقیم مهمترین هدفمون باشه برسیم .

ولی درباره ی کارهای دیگه هم لازمه که یه بازنگری اینطوری داشته باشیم. من بعضی وقتها سعی کردم اینجا یه چیزهایی بنویسم ولی چون هدف این وبلاگ این مساله نبوده خیلی جواب نداده امسال سعی می کنم تکلیفمو با یکسری چیزها روشن کنم. من توقعم از خودم زیاده و راه درازی تا خواسته هام دارم. خیال کوتاه اومدن هم ندارم. پس باید خودمو بیشتر و بیشتر با خواسته هام تطبیق بدم.

در مرحله اول تصمیم گرفتم اولویتهامو انتخاب کنم و چیزهایی که کمتر اهمیت داره رو بذارم برای بعد. چیزهایی هستن که به ظاهر هدف نیستند ولی برای رسیدن به هدف خیلی انرژی ایجاد می کنند.

این چیزها برای هر کس متفاوته . در نهایت برای من مهمترین چیز درسمه . این که بتونم به نهایت چیزی که می خوام توی این رشته برسم از همه چیز برام مهمتره . پس در درجه اول باید روی پایان نامه حسابی حسابی کار کنم همراه با مطالعه جانبی فراوان.

در کنار این هدف چیزی که برام اهمیت داره اینه که هیکل مناسب و انعطاف پذیری داشته باشم. بدن نرم و قوی داشتن یکی از آرزوهای منه. در راستای رسیدن به اندام مناسب حسابی کار کردم و نصف راه رو رفتم ( شاید بشه گفت نیمه ی سخت راه رو) ولی  6 ماه اخیر از نظر ورزشی اصلا خوب نبود.

باید دوباره جدی تر برم سراغ یوگا و فکر میکنم برای رسیدن به انعطاف پذیری که دوست دارم بجز هفته ای یک روز که میرم کلاس سه چهار روز دیگه هم باید توی خونه از روی سی دی هایی که دارم تمرین کنم روزی نیم ساعت.

از طرف دیگه می خوام برنامه دویدن 24 هفته ای که توی انارستان دیدم رو انجام بدم. روزی نیم ساعت وقت می گیره . روزهای پیاده روی رو که مشکلی نداشتم و هر روز مسیر نیم ساعته ای برای پیاده روی دارم. سه روزه دیگه هم میرم باشگاه انقلاب. این میشه روزی یکساعت ورزش شش روز در هفته . شنا رو هم که دارم و هر وقت تونستم میرم و تابستون که سرم خلوت تر شد بیشترش می کنم.

برنامه ی موسیقی که خیلی وقته ازش غافلم و یه خط در میون تمرین می کردم و الان تقریبا هیچی هم که دوباره باید راه بیافته چون خیلی حیفه و از طرف دیگه خیلی دوست دارم ولی تنبلی می کنم. می خوام از روزی یک ساعت شروع کنم. هر روز تمرین کردن خیلی اهمیت داره و باید حسابی به خودم سخت بگیرم. این دفعه اگر نتونم درست ادامه بدم جریمه اش اینه که سازمو میفروشم و میرم پی کارم. کار نصفه و نیمه به درد هیچ کس نمی خوره.

از طرف دیگه باید برنامه اینترنت صبح رو یک کم منظم تر کنم. من تقریبا  نیم ساعت زودتر از بقیه میام سر کار که تو ترافیک نمونم و تقریبا همیشه هفت اینجام . از اون طرف بچه ها تا خوابشون بپره و صبحانه بخورن یک ساعتی طول می کشه که من صبحانه نمی خورم اینه که بیشتر روزها از 7 تا 9 کار زیادی ندارم که می تونم بهترین استفاده رو برای درس خوندن ازش ببرم ولی متاسفانه توی نت می چرخم. این دو ساعت خیلی منو تو زندگیم جلو میندازه . بقیه روز هم بتونم 2-3 ساعت دیگه بخونم میشه روزی 4-5 ساعت که خیلی عالیه. هیچ فشاری هم بهم نمیاد .

دیگه اینکه روزی نیم ساعت هم باید برای مرتب کردن خونه بذارم چون خونه ی شلوغ خیلی به من انرژی منفی میده.

یه کار دیگه مونده که چند وقتیه از خودم راضیم اونم مطالعه و فیلم دیدنه . باید هفته ای یک تا دو فیلم ببینم و کتابهایی که شروع می کنم هم تموم کنم. از این به بعد اسم کتابها و فیلمها رو اینجا هم می نویسم که یادم بمونه.

لیست کارها:

1- درس خواندن از ساعت 7 تا 9

2- برنامه دویدن 24 هفته ای باشگاه انقلاب 3 روز در هفته روز نیم ساعت

3- برنامه پیاده روی روزی نیم ساعت سریع

4- یوگا شامل هفته ای یک روز کلاس و پنج روز در خانه روزی نیم ساعت

5- تمرین موسیقی روزی یک ساعت

6- درس خواندن در طول روز 2-3 ساعت شش روز در هفته

7- برنامه غذایی مرتب برای رسیدن به وزن هدف 50 کیلو تا تیر ماه

8- فیلم دیدن و کتاب خواندن مرتب